PDF نسخه کامل یهویی پسندیدمت از نویسنده محدثه پاشایی ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، هیجانی

PDF نسخه کامل رمان یهویی پسندیدمت

نویسنده محدثه پاشایی 

ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، هیجانی

تعداد صفحات: 424

دانلود  آسان رمان با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش  سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری  

خلاصه رمان:

 نفس، شیطان و لجباز، و رادین، همکلاسیِ همیشه  مدام همدیگر را کلافه می‌کنند. اما یک ماجرای خنده دار و پیش بینی نشده همه چیز را به هم می‌ریزد و آن‌ها را وارد چالشی جدید مي‌کند! …

قسمتی از رمان یهویی پسندیدمت

صبح ساعت ۸ بیدار شدم. بعد خوردن صبحونه و حاضر شدن ساعت ۹:۳۰ شد همه وسایل‌هامو حاضر کردم و یه اسنپ گرفتم منتظر شدم تا اسنپ بیاد بعد اومدن اسنپ سوار ماشین شدم و به طرف دانشگاه رفتم. تو راه به همتا زنگ زدم که گفت اونم اسنپ گرفته و تو راهه داره میاد به رادین هم پیم دادم که گفت با سپهر دارن میان خلاصه بعد ده مین رسیدم پول راننده رو حساب کردم و پیاده شدم جلوی در دانشگاه و ایستادم فعلا اولین نفر از اکیپمون من اومده بودم خواستم دوباره به همتا زنگ بزنم ببینم کجاست که همتا اومد. من: سلام پشمک. همتا: پشمک اون عمه بی‌ریختته. من: سلام دادما؟!همتا: سلام. من:

این دو تا شاهزاده کجان؟ همتا: نمی‌دونم بزار به سپهر زنگ بزنم. من: اگه فایملیشو یا بغل اسمش یه آقا هم بگی بد نمیشه‌ها‌. همتا: خفه دوست دارم اینجوری میگم. -همتا می‌زنمتا چیه دوست دارم به راه انداختی؟!همتا: نفس ول کن دیگه. منم رومو برگردوندمو به ساعت موچیم نگاه کردم. یک ربع به ده مونده بود پس اینا کجا موندن خودش گفته بود ساعت ۱۰ جلوی دانشگاه باش حالا خودش هنوز نیومده با اعصبانیت به جلو خیره شدم. خلاصه یه پنج مین دیگه اومدن بدو بدو به سمت ما اومدن و گفتن سلام. همتا که با نیش باز گفت سلام اما من با همون اخم و تخم سلام گفتم. رادین: چته باز اخم و تخم کردی انگار پول

باباتو بالا کشیدم. من: آقای محترم ۱۰ دقیقه مونده به ۱۰ تو الان رسیدی. رادین: خانم محترم حالا که ۱۰ دقیقه مونده. من: حالا اگه من بودم کلمو می‌کندی بعدشم ساعت ۱۰ باید اون جایی باشیم که استاد گفته. رادین: حالا که نکندم اشکالی نداره بریم. سپهر برای تاکسی دست تموم داد و همگی سوار تاکسی شدیم و رادین آدرس رو به راننده گفت چون جایی که قرار بود بریم خارج از شهر بود ۴۰ دقیقه بعد رسیدیم هم خیابان شلوغ ترافیک بود یکم دیر شد تا برسیم یعنی ساعت ۱۰:۳۰ رسیدیم. بعد اینکه رادین پول تاکسی رو حساب کرد برگشتیم که استاد رو دیدیم داره برامون دست تکون داد ما هم برای استاد دست تکون دادیم و به طرف استاد رفتیم …



 قیمت: 25,000 تومان  پرداخت و دانلود

#نسخه_الکترونیکی_کمک_در_کاهش_تولید_کاغذ_است. #اگر_مالک_یا_ناشر_فایل_هستید، با ثبت نام در سایت محصول را به سبدکاربری خود منتقل و درآمدفروش آن را دریافت نمایید.


برچسب ها: دانلود رمان یهویی پسندیدمت نویسنده محدثه پاشایی کاملا رایگان پی دی اف رمان دانلود رمان PDF پی دی اف خرید آسان رمان خرید ویژه رمان های جدید دانلود فایل رمان رمان پرطرفدار رمان جدید و درخواستی رمان های به روز و جذاب رمان با قیمت نیم
دسته بندی: کالاهای دیجیتال » رمان، شعر و داستان

تعداد مشاهده: 45 مشاهده

فرمت محصول دانلودی:

فرمت فایل اصلی: PDF

تعداد صفحات: 424

حجم محصول:4,067 کیلوبایت