PDF نسخه کامل رمان: اون کیه؟
نویسنده حانیا بصیری با لینک مستقیم
ژانر رمان: عاشقانه، روانشناسی، طنز
تعداد صفحات: 1235
دانلود آسان رمان اون کیه با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری
خلاصه رمان:
آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمیگردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبهرو میشود. مردی که انگار او را خوب میشناسد! او با صمیمیت با آنا حرف میزند و نشانههایی به او میدهد که آنا متعجب میشود! اما مشکل اینجاست… آنا او را نمیشناسد. مرد گمان میکند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یادآوری میکند که قولی که به او داده را فراموش نکند! …
قسمتی از رمان اون کیه
داشتم میمردم از استرس پام نرسیده به ایران گندزده بودم به همه چی اونم وقتی که از عقاید و قوانین آدمای اینجا خبر داشتم. اومدم دلو بزنم به دریا و زنگ بزنم به شماره ببینم کیه که صدای در اومد. هول شده گوشی رو پرت کردم پشت سرم رو تخت و دست به سینه و به در اتاق نگاه کردم. با باز شدن در چشمم به قامت خمیده و عصا به دستش افتاد. حالت صورتم جدی شد و از سرجام بلند شدم. چراغو روشن کرد و دو تا دستشو روی عصا گذاشت: بالاخره بیدار شدی؟ سرمو پایین انداختم و از نگاه کردن به چشماش طفره رفتم. -سلام پدر. دستشو جلو آورد. -خوش اومدی. مثل خودش بی حس و کوتاه دستش رو گرفتم و بدون
اینکه به صورتش نگاه کنم گفتم: ممنون ببخشید برای سلام نیومدم پیشتون یکم گرفتار بودم. سرشو تکون داد. -منظورت از گرفتاری برداشتن شلنگ و خیس کردن دوستات که نیست؟ چشمام درشت شد و متعجب سرمو بالا گرفتم و به صورتش نگاه کردم به اطراف اتاق چشم چرخوند و معمولی گفت: اینجا اتاق مهمانه دادم اتاقتو تمیز کنن میتونی فردا بری اونجا. چرخید و دستشو گذاشت روی دستگیره در و خواست بره که با حرفم متوقفش کردم. -خوش نیومدم؟… نه؟ از دیدنم خوشحال نشدید… مکث کوتاهی کردم و ادامه دادم: نه؟ بدون اینکه به سمتم برگرده گفت: تازه از راه رسیدی استراحت کن. -سوالم
جواب نداره؟ دستشو از روی دستگیره در برداشت و به سمتم چرخید: کی گفته از دیدنت خوشحال نشدیم؟ -ولی وقتی اومدم خونه کسی منتظرم نبود حتی فرودگاه هم کسی نیومد دنبالم. -پرستو رو فرستادم… وسط حرفش پریدم: پرستو خانواده من نیست. -من درگیر کارای تالار بودم. لبمو به دندون گرفتم و با اخم کردن سعی کردم احساساتم کنترل کنم. به چشماش نگاه کردم و پرسیدم: مهدیس و میعاد هم درگیر بودن؟ نیما چی چرا این مدت یه زنگ به من نزده؟ چرا زنگ میزنم جواب نمیده؟ اون دو تا کاری کردن که نیما هم از من متنفر بشه مثل خودشون؟ اون همیشه …. -بسه. نگاه بیاحساسشو به چشمای شاکی و ناراحتم دوخت …
#نسخه_الکترونیکی_کمک_در_کاهش_تولید_کاغذ_است. #اگر_مالک_یا_ناشر_فایل_هستید، با ثبت نام در سایت محصول را به سبدکاربری خود منتقل و درآمدفروش آن را دریافت نمایید.
تعداد مشاهده: 74 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:
فرمت فایل اصلی: PDF
حجم محصول:8,819 کیلوبایت